قاصدکهای نقره ای
دستانم پُر است هرجا که بودم و رفتم و میروم با من ... هستند قاصدک ها؛ قاصدک هایی که مقصدشان را نمی دانند ولی من و تو می دانیم مقصدشان پرواز است مقصد...پرواز...پرواز... پرواز تا بی نهایت... ----------------------------------------------------------------------- این شعر زیبا را دوست خوبی برام بصورت کامنت گذاشتند دوست خوبم بابت کامنت بسیار زیبای شما ممنونم کلمه ای که از دهانشون بیرون میاد چه معنی میده خوشگل = خوجل پ.ن. کی میتونه با این کلمات جمله جالبی بسازه ؟ یک وکیل مجلس این طور فحش میدهد: سوء استفاده کردهای. بدترکیب، قیافه کبود. دیگر اعتماد من از تو سلب شد. دیگر دوستی من و تو وخیم گردید. مردهشور آن صدای زنگوله مانندت را ببرد. یک جلسه دیگر اگر جلوی چشمم بیایی استیضاحت میکنم ! فرق سرت بخورد، یابوی بی رکاب. آجر نظامی توی سرت بخورد. یغلبی ، چخماق ، الهی توی صف مردهها بری ! مراسلات فوت شدگان به آن دنیا ارسال شود، الهی در قبرستان برای همیشه بایگانی شوی، لامذهب، بی دین، مدیرکل! الهی از این دنیا اخراج بشی! است؟ لامروت مثل خیابان سنگفرش میماند! آقا میگیرم سوتت میکنم که دو کورس اونطرفتر بیایی پایین، رنگش مثل پ... میماند! میدوزم. گوشهایت را قیچی میکنم . مردهشور صورت آبلهای سوزن سوزنیت را ببره، در عالم رفاقت صد دفعه ترا پرو کردم اما باز هم ناصاف از آب درآمدی. خوبه، بسه دیگه، جلوی حرفهایت را درز بگیر... باشه، باشه این بود اجرت. بیست سانتیمتر دوستی من که حالا با دو ذرع و سه چارک قد، قلب مرا بشکافی؟ دلال مظلمه را بپا ! مردیکه، پنجاه و سه پارچه آبادی که دارم توی سرت بخوره، الهی زیر ماشین بیوک بری، خیر ندیده بیاعتبار. تف تمام مستاجرینم به ریش پدرت، درد و بلای سرقفلیهام بخوره توی کاسه سرت. محتکر حماقت و لجاجت! برو حجرهات را تخته کن عمو شوهر جان بودیم.شیرین زبون تر از همیشه و با جملات جدیدی که یاد گرفته بود مارو حسابی سرگرم میکرد بهم زده بود جیغ زدنش بود البته بعد از چنددقیقه دیگه خودش خسته میشد و سکوت میکرد. امروز من و شوشو جان احساس کردیم یه مقدار بی طاقت هست هرچی نازش را میکشیدیم و باهاش حرف میزدیم خوشحال نمیشد. شوشو جان از قفس آوردش بیرون که خب اولش خوب بود ولی باز هم کیفش کوک نشد. به شوشو جان گفتم فکر کنم دلش برای صاحبش تنگ شده .خلاصه که تا شب همینطوری بود تا اینکه دوست شوشوی عزیز زنگ زد که دارن میان دنبال امانتیشون ،وقتی امدند باورم نمیشد که اینطور از دیدنشون خوشحال بشه، با وجودی که ما دراین چند روز حسابی بهش رسیده بودیم و خیلی محبتمون را نثارش کرده بودیم. البته دوست شوشو گفت برای خودشون هم خیلی وقتا اینطوری میشه و انها هم فکر میکنند باهاشون قهر کرده.خلاصه که بابت نگهداری کاسکو از ما تشکر کردند ورفتند. امان از عصرهای جمعه که خودش به اندازه کافی دلگیر هست ، حالا یه همچین موردی هم پیش بیاد و یه پرنده شیرین زبون را هم از پیشت ببرند.کلا دمق شدم. این روزها را به تمامی معلمان عزیز و زحمتکش تبریک میگم. گرچه خودم را قابل این اسم بزرگ نمیدونم ولی خوشحالم که زندگیم را وقف آموزش و پرورش نوجوانهای دیارم میکنم. حس قشنگیه وقتی میبینی از دانشجویانی که روزی شاگردت بودند اس ام اس داری و هنوزفراموشت نکردند و قدر دان کارهائی که براشون کردی هستند و مدام اظهار دلتنگی میکنند برای بودن سر همون کلاسهائی که پر بود از شور و نشاط و شیطنت و امتحان و.... و دانش آموزانی که با شور و شوق سر کلاس فریاد میزنند معلم عزیزم روزت مبارک شاگردهای عزیزم ...قدیمیها...جدیدیها... هر جا که هستید امیدوارم همیشه شادو سلامت باشید ------------------------------------ پ.ن.این نوشته ربطی به پستم نداره ولی دوستش دارم یه روز یه پسر انگلیسی میاد با طعنه به یك پسر مسلمون میگه: كنن؟؟ یعنی مردای مسلمون اینقدر شهوت پرستن كه نمیتونن خودشون رو تحمل كنن؟؟ میتونه با هر مردی دست بده؟و هر مردی ملكه انگلستانو لمس كنه؟ پسره انگلیسی با عصبانیت میگه: ... ... نه!مگه فرد عادیه فقط افراد خاصی میتون با ایشون در رابطه باشن!!! پسر مسلمون میگه: خانومای ما همه ملكه هستن!!!!! دوستتون دارم ...خصوصا ملکه ها را روزی بازرگان موفقی از مسافرت بازگشت و متوجه شد خانه و مغازه اش در غیاب او آتش گرفته و کالا های گرانبهایش همه سوخته و خاکستر شده اند و خسارت هنگفتی به او وارد امده است . فکر می کنید آن مرد چه کرد؟! خدا را مقصر شمرد و ملامت کرد؟ و یا اشک ریخت ؟ او با لبخندی بر لبان و نوری بر دیدگان سر به سوی آسمان بلند کرد و گفت : "خدایا ! می خواهی که اکنون چه کنم؟ مرد تاجر پس از نابودی کسب پر رونق خود ، تابلویی بر ویرانه های خانه و مغازه اش آویخت که روی آن نوشته بود : مغازه ام سوخت ! اما ایمانم نسوخته است ! فردا شروع به کار خواهم کرد ! پ .ن .هر روز به خودمون بگیم گرچه بیماریم ولی باورمون و امیدومون به خدا را هیچوقت ازدست نمیدیم...... پدرش را از دست داده ولی هنوزم که هنوزه وقتی در موردش صحبت میکنه اشک میریزه و میگه که دلش برای پدرش تنگ شده را ندارم و با وجودی که وظیفه داشتم آرومش کنم ولی نتونستم و خودم هم باهاش گریه کردم عزیزم آرامش و صبر زیبائی را عطا کنه البته اینطوری که من فهمیدم همه اعضای خانواده بی تاب هستند و هنوز داغشون تازه هست...با وجودی که خانواده دوستم افراد بسیار با ایمانی هستند ولی نمیدونم چرا هنوز نتونستند با این داغ کنار بیان دیروز هم به خانم یکی از آشناهامون که قراره توافقی از شوهرش جدا بشه زنگ زدم و ازش خواستم که بخاطر بچه هاش از هر بدی که در زندگیش بوده چشم پوشی کنه. خیلی دل پری داشت از خانواده همسرش که نمیگذارند پسرشون روی پاهای خودش بایسته و اینکه ۲۰ سال از زندگیش را تباه کردند وووو دو تا بچه دارند که یکیش دانشجو هست و یکیش چهارم ابتدائی و از دوسال پیش در گیر اختلاف هستند...طفلک گریه میکرد ... خیلی براش صحبت کردم تا آرومش کنم...میگفت از وقتی ازدواج کرده همه دردی به سراغش امده و جدیدا هم هر از چند دقیقه ای غش میکنه دلم خیلی براش سوخت . راستش من از خانواده شوهرش چیز دیگه ای شنیده بودم ولی وقتی با خودش صحبت کردم اصلا انطوری که میگفتند نبود... به هر حال امیدوارم مشکلات این خانواده عزیز هم حل بشه. کاش همه آدمها قدر داشته هاشون را بیشتر بدونند ...قدر پدر و مادر خوب و خانواده خوب... 
از قاصدک های نقره ای خوش خبر
...![]()
![]()
![]()
تقدیم به همه دوستان عزیزم ،همگی را دوست دارم![]()
![]()
جيگرتو بخورم = جيگلتو بخولم
عشق مني = عجق مني
قربونت برم = قلبونت بلم
چطوري؟ = تطولي؟
چي كار مي كني = چيكال مي كني
سلام = شلام
دختر = دخمل
پسر = پسمل
عزيزم = عجيجم
جون = جونززززززززززز
بي تربيت = بي تلبيت
بي ادب = بي عوض (اين يكي درك ربطش كمي مشكل واقعاً)
دوست ندارم = اصنم نِي خوام
نميدونم = نيدونم(اين روزا خيلي مي گن!!)
موافقم=موافخم
اینجور=اینجول
حرف=حف(مفید و مختصره)
دوستش دارم=آدم دوستش میاد(اینو میگن دور زدن توی حرف)
دیر میشه=دیل میشه
مهربونم=مهلبونم
جیگرت=جیجلت
خوبي = خوفي
همینطوری پیش بریم باید یه دهخدای دیگه آفریده بشه یه
لغت نامه جدید بنویسه![]()
==========================
پ.ن.راستش منم از بعضی از این اصطلاحات خودبخود استفاده
میکنم.![]()
دوستتون دارم![]()
![]()
احمق بیقانون، کودن، بی اعتبارنامه، تو از مصونیت اخلاقی خود
* یک افسر این طور فحاشی میکند:
زنیکه بیانضباط. ای توپ، ای مسلسل، شمشیر توی
* یک کارمند اداره میگوید:
خفه شو، پرونده ناقص، دون اشل، الهی اسمت جزو
* یک درشکهچی :
تف برویت، کپی اوغلی. حیوون علیشاه، مگر اینجا طویله
* یک خیاط:
ای بی قواره، بد برش، بی آستر. به خدا چاک دهنت را
* یک بازاری محتکر:
دِهه... چک بیمحل را تماشا کن. سفته سوخت شده را ببین. ![]()
![]()
فقط برای اینه که یکم بخندید.
دوستتون دارم![]()
ولی یه عادت بد که تازگی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دوستتون دارم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خلیج همیشه فارس![]()


![]()
فردا یه روز دیگه است ...دوستت داریم خدای مهربون![]()
![]()
راستش من اصلا طاقت شنیدن و یا دیدن گریه کسی
از خدا میخوام که به این دوست![]()
![]()
التماس دعا![]()
دوستتون دارم![]()

بعد از ازدواج:بيدار شدن زودتر از خورشيد
نتيجه اخلاقي:سحر خيز شدن
قبل از ازدواج:رفتن به سفر بي اجازه
بعد از ازدواج:رفتن به حياط با اجازه
نتيجه اخلاقي:معتبر شدن
قبل از ازدواج:خوردن بهترين غذاها بي منت
بعد از ازدواج:خوردن غذا هاي سوخته با منت
نتيجه اخلاقي:تقويت معده
قبل از ازدواج:استراحت مطلق بي جر و بحث
بعد از ازدواج:كار كردن در شرايط سخت
نتيجه اخلاقي:ورزيده شدن
قبل از ازدواج:ديد و بازديد از اماكن تفريحي
بعد از ازدواج:سر زدن به فاميل خانوم
نتيجه اخلاقي:صله رحم
قبل از ازدواج:آموزش گيتار و سنتور و غيره
بعد از ازدواج:آموزش بچه داري و شستن ظرف
نتيجه اخلاقي:همدردي با مردها
قبل از ازدواج:گرفتن پول تو جيبي از پاپا
بعد از ازدواج:دادن كل حقوق به خانوم
نتيجه اخلاقي:مستقل شدن
قبل از ازدواج:ايستادن در صف سينما و استخر
بعد از ازدواج:ايستادن در صف شير و گوشت
نتيجه اخلاقي:آموزش ايستادگي
قبل از ازدواج:رفتن به سفرهاي هفتگي
بعد از ازدواج:در حسرت رفتن به پارك سر كوچه
نتيجه اخلاقي:امنيت كامل
دوستتون دارم![]()
| Design By : shotSkin.com |
